الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )
268
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )
فرمود . جن و انس همه خدمت او ميكردند و در فرمان او مىشتافتند چنانچه شيوه آنها بود آنها مىپنداشتند كه زنده است و نمرده هر بامداد و پسين مىديدند در محرابش ايستاده و بر جا است تا آنكه موريانه از عصايش توليد شد و آن را بخورد تا شكست و سليمان بر زمين افتاد آيا نشنيدى قول خدا عز و جل را ( 14 - سبأ ) پس چون برو در افتاد بر جن آشكار شد كه اگر غيب مىدانستند در رنجى خوارى آور نمىپائيدند . شرح - از مجلسى ره - « تبينت الجن » در تفسير آمده مقصود اينست كه بر آدميان عيان شد كه اگر جن غيب مىدانستند پس از مردن سليمان كار نميكردند . 115 - ( 1 ) از امام باقر ( ع ) فرمود جابر بن عبد اللَّه به من خبر داد كه مشركان را شيوه اين بود كه چون برسول خدا ( ص ) گذر ميكردند كه در گرد خانه كعبه طواف ميكرد يكى خم مىشد تا كمر و ديگرى جامه بر سر ميكشيد تا رسول خدا ( ص ) او را نبيند و خدا عز و جل اين آيه را فرو فرستاد ( 5 - هود ) هلا آنان سينه ته كنند تا خود را از او نهان سازند هلا آنگاه كه جامه بر خود پيچند او مىداند هر آنچه را نهان دارند و هر آنچه را عيان سازند . 116 - ( 2 ) فرمود ( ع ) راستى خدا عز و جل بهشت را پيش از دوزخ آفريد و طاعت را پيش از معصيت و رحمت را پيش از خشم . و خوبى را پيش از بدى آفريد و زمين را پيش از آسمان ، زندگى را پيش از مردن آفريد و آفتاب را پيش از ماه و روشنى را پيش از تاريكى . شرح - از مجلسى ره « قوله و خلق الطاعة » يعنى آن را اندازه گرفت و تقدير كرد پيش از تقدير معصيت و همين معنا است در دو فقرهء دنبال آن و خلق بمعنى تقدير شايع است و شايد مقصود از خلق -